ازکنارساعات خاص گذشتن مقدور است امابانهنگی ازآهن درون سینه نهنگی ازآهن که پتوی پیرزنی دگوری رادورخود پیچیده پتویی که ازفشارهرحادثه سخت بوی شاش میگیرد فشارحادثه برروی دوش پیرزن دگوری که من باشم آنقدرزیاداست آنقدرزیادکه ادرارازدیواره مثانه سرریزکرده به درون ران پای چپ خواهد ریخت و من همیشه پای چپم لنگ می‌زند ومن همیشه پای چپم را مثل قمقمه سنگین ادرار دنبال خودم می‌کشم بااینکه نهنگی ازآهن درون سینه دارم وپتویی دورتنم پیچیده که بوی نا می‌دهد این حادثه ادامه ازآهن ,نهنگی ازآهن ,درون سینه ,ازآهن درون منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

ctionTh Shop ورزشی فروشگاه دانلود فایل های کمیاب javandlshop بزرگترین مرجع موسیقی بلوچ کهکشان